بدن انسان همانند بدن دیگر جانوران واجد دستگاه درونریز است. دستگاه درونریز، که بهطور عمده از غدد تشکیل شده است، وظیفهی ترشح هورمونها را برعهده دارد. هورمونها موادی هستند که در کنار واسطهای شیمیایی دستگاه عصبی، بر سلولها و اندامهای مختلف بدن اثر میکنند و آنها را تحریک به انجام کاری یا از انجام دادن کاری جلوگیری میکنند.
یکی از اعضای این دستگاه غدهی تیروئید (Thyroid) یا غدهی سپری یا پروانهای است. غدهی تیروئید بلافاصله زیر حنجره در دو طرف و جلوی نای واقع شده است. این غده در افراد بالغ بهطور طبیعی ۱۵ تا ۲۰ گرم وزن دارد. این غده از حجرههای (فولیکول) متعدد تشکیل شده است.
مهمترین وظیفهی این غده ترشح دو هورمون به نامهای «تیروکسین» یا T4 و «ترییدوتیرونین» یا T3 است. هردوی این هورمونها تأثیر عمیقی بر روی سوخت و ساز بدن دارند. فقدان کامل ترشح تیروئید معمولاً موجب میشود که میزان سوخت و ساز پایه بین ۴۰ تا ۵۰ درصد به زیر حد طبیعی کاهش یابد.
ترشح فوقالعاده زیاد تیروئید نیز میزان سوخت و ساز پایه را بین ۶۰ تا ۱۰۰ درصد بالاتر از حد طبیعی افزایش میدهد. تیروئید همچنین هورمون «کلسیتونین» ترشح میکند که یک هورمون مهم در متابولیسم کلسیم است. ترشح تیروئید بهطور عمده بهوسیلهی هورمون محرک تیروئید یا TSH مترشحه از بخش قدامی غدهی هیپوفیز کنترل میشود.
این عضو حیاتی بیماریها و ناراحتیهای متعددی همچون پرکاری و کم کاری دارد که به دلیل درصد بالای مبتلایان، شناخته شده هستند. اما در این مبحث قصد بررسی بیماری دیگر این عضو سیستم درونریز را داریم که با سرعت سرسامآور در حال گسترش است؛ سرطان تیروئید.
سرطان تیروئید (Thyroid Carcinoma) یا (Thyroid Cancer) در حدود یک درصد سرطانهای کشف شده در افراد را تشکیل داده است و در ایالات متحده بیش از ۲۳ هزار مورد در هر سال تشخیص داده میشود.
البته میزان سرطانهای بدخیم تیروئید در ایالات متحده کمتر از تومورهای خوشخیم آن است. در سال ۱۹۹۸ بالغ بر ۱۲۰۰ نفر در این کشور جان خود را بر اثر سرطان تیروئید از دست دادند.
میزان بدخیمی این سرطان در بانوان بیش از سه برابر مردان است که این امر احتمالا مربوط به ایجاد و ازدیاد گیرندههای هورمون استروژن در این غده هنگام سیر به سمت سرطانی شدن است. میزان بروز این بیماری در دهههای سوم و چهارم زندگی به حداکثر خواهد رسید.
اکثر موارد سرطان تیروئید در افراد بالغ دیده میشود، اما برخی اشکال آن نیز در کودکان شیوع دارد. این بیماری در افراد زیر ۴۵ سال معمولا کشنده نیست.
انواع سرطان تیروئید
سرطان تیروئید بر چهار نوع اصلی است:
سرطان پاپیلر (Papillary) که ۷۵ تا ۸۵ درصد موارد سرطانهای تیروئید را تشکیل میدهد. این نوع سرطان در تمامی سنین رخ میدهد و مسئول اکثریت موارد سرطانهای تیروئید همراه با سابقهی تماس قبلی با پرتوهای یونیزان است. دستاندازی به یک گره لنفاوی گردنی دیده میشود و در تعداد کمی از بیماران معمولاً دستاندازی از طریق خون به ریهها در زمان تشخیص وجود دارد. رشد این نوع سرطان آهسته بوده و میزان بقای ۱۰ ساله آن به بیش از ۹۵ درصد میرسد.
سرطان فولیکولر (Follicular) 10 تا ۲۰ درصد موارد را تشکیل میدهد. این سرطان اغلب در سنین بالاتری نسبت به نوع اول ایجاد میشود. اوج بروز در سنین میانسالی است. میزان بروز این بیماری در مناطقی که با فقر ید مواجه هستند بیشتر است. برخلاف نوع اول، تمایل به دستاندازی به گرههای لنفاوی ناحیهای کمتر است، اما تمایل به دستاندازی به ریه، استخوانها و کبد از طریق خون بیشتر است.
سرطان مدولار (Medullar) تنها پنج درصد موارد را شامل میشود. سلولهای این نوع سرطان هورمون کلسیتونین ترشح کرده که اندازهگیری آن نقش مهمی در تشخیص و پیگیری ضایعه پس از عمل جراحی دارد. این نوع سرطان در ۸۰ درصد موارد بهصورت تکگیر و در 20 درصد موارد بهصورت خانوادگی بروز مییابد. این بیماری اغلب در دهههای پنجم تا ششم عمر خود را نشان میدهد.
سرطان آناپلاستیک (Anaplastic) کمتر از پنج درصد موارد را دربر میگیرد و مهاجمترین نوع آن محسوب میشود. تقریبا تمامی افراد مبتلا جان خود را از دست میدهند. مبتلایان مسنتر از مبتلایان به سه نوع دیگر هستند. بیماران سابقهی گواتر (بزرگ شدگی تیروئید) چند گرهی و تومور تیروئیدی دارند. دستاندازی به مناطق دور دست شایع بوده و رشد با وجود درمان کاملا افسار گسیخته است. اغلب مرگ و میرها در طی کمتر از یک سال و به دلیل رشد موضعی و نارسایی ساختمانهای حیاتی موجود در گردن رخ میدهد.
مراحل سرطان تیروئید
همانند دیگر سرطانها و برحسب سیستم TNM مرحلهبندی میشود که به پنج مرحلهی اصلی قابل تفسیر است:
مرحلهی صفر یا T0: هیچ اثری از تومور اولیه دیده نمیشود.
مرحلهی یک یا T1: تومور در حدود یک سانتیمتر یا کوچکتر است و در تیروئید محدود است.
مرحلهی دو یا T2: تومور بین یک تا چهار سانتیمتر است، اما هنوز محدود به بافت تیروئید است.
مرحلهی سه یا T3: تومور بزرگتر از چهار سانتیمتر و محدود به به بافت تیروئید است.
مرحلهی چهار یا T4: تومور با هر اندازهای (معمولا بزرگتر از چهار سانتیمتر) به بافتها و غدد لنفاوی اطراف و دور، دستاندازی کرده است.
عوامل ایجاد کنندهی سرطان
عوامل به دو دستهی عمده تقسیم میشوند:
عوامل ژنتیکی: عوامل ژنتیکی هم در انواع خانوادگی و هم انواع غیر خانوادگی (تک گیر) سرطان تیروئید نقش دارند. سرطانهای خانوادگی از نوع مدولار مسئول بیشتر موارد ارثی هستند، در حالی که سرطانهای پاپیلر و فولیکولر خانوادگی بسیار نادر هستند. ژنهای مجزا و متفاوتی در این سرطان دخیل هستند.
عوامل محیطی: مواجهه با پرتوهای یونیزان خصوصا در دو دههی اول زندگی یکی از مهمترین عواملی است که شخص را مستعد سرطان تیروئید میکند. در گذشته از پرتو درمانی آزادانه برای درمان بعضی ضایعات سروگردن شیرخواران و کودکان مانند بزرگی لوزهها، آکنه و کچلی استفاده میشد.
در نه درصد افرادی که چنین درمانی در کودکی دریافت کردهاند، چند دهه بعد بدخیمیهای بعدی تیروئید ایجاد میشود. بروز سرطان تیروئید در بین بازماندگان بمبارانهای اتمی ژاپن و نیز کسانی که در جریان انفجار چرنوبیل در معرض تشعشع قرار گرفتهاند، بیشتر است.
به نظر میرسد بیماریهای مزمن تیروئید چون گواتر چند گرهی طولانی مدت نیز در بعضی موارد عامل مستعد کننده بوده است به همین علت در مناطق دچار گواتر ناشی از کمبود ید، شیوع سرطان تیروئید (از نوع فولیکولار) بالاتر است.
علایم
اگر علایمی دیده شود بدین شرح هستند:
تودهی معمولا بدون درد در گردن
خشونت صدا
بزرگشدگی عقدههای لنفی
درد در قسمت جلوی گردن (در مراحل پیشرفته)
سرفه (گاهی همراه با خون)
سختی بلع
پرکاری تیروئید (بهصورت غیر معمول)
علایم دستاندازی شامل نارسایی ریوی و کبدی و همچنین کمخونی و شکستگی ناشی از دستاندازی به استخوانها
تشخیص و درمان
برای امر تشخیص از روشهای زیر استفاده میشود:
معاینهی بالینی: پزشک با معاینهی بالینی غدهی تیروئید و با تشخیص ندولها و غدد احتمالی میتواند به وجود این سرطان شک کند. قوام ندولها از نرم تا سخت متغییر است.
نمونهبرداری: به روش مکش توسط سوزن (FNAB) انجام میگیرد که مهمترین روش و سادهترین راه برای تشخیص سلولهای سرطانی در تیروئید است.
اندازهگیری هورمونها: اندازهگیری هورمونهای TSH، کلسیتونین، T3 و T4 سرم خون در امر تشخیص بسیار کمک میکند.
تصویربرداری: انواع روشهای تصویربرداری چون سونوگرافی، اسکن ید رادیواکتیو، سیتیاسکن و لارنگوسکوپی (برای بررسی تغییرات در طنابهای صوتی) به تشخیص این سرطان بسیار کمک میکنند.
در بحث درمان میتوان به این راهها اشاره کرد:
جراحی: یک راه موثر همانند دیگر سرطانهاست که در این مقطع به آن تیروئیداکتومی (Thyroidectomy) میگویند. این عمل میتواند منجر به برداشته شدن قسمت سرطانی شده یا کل تیروئید (تیروئیداکتومی کامل) شود. پس از تیروئیداکتومی کامل، افراد به کمبود هورمونهای تیروئیدی دچار میشوند که با تجویز دارویی این هورمونها از این کمبود جلوگیری میشود.
مراقبت از گردن: بدین معنی که محل غدهی تیروئید و یا غدد لنفی برای یافتن غده و ضایعه بررسی شود. از سونوگرافی و عکسبرداری هم در این امر میتوان کمک گرفت.
شیمی درمانی: مانند سایر سرطانها میتوان پس از عمل جراحی از شیمی درمانی استفاده کرد. باید توجه داشت که در این نوع سرطان به همراه شیمی درمانی از پرتو درمانی و به عنوان درمان مکمل استفاده نمیکنند (مگر در موارد خاص) زیرا پرتوها همانطور که گفته شد اثر سرطانزایی بر تیروئید دارند.
پیشگیری
متأسفانه بیشتر افرادی که دچار این بیماری میشوند، هیچ گونه علائمی تا مرحلهی پیشرفته ندارند و از این رو پیشگیری در اکثر مواقع ممکن نیست، اما میتوان از قرار گرفتن در معرض مواد سرطانزا مانند پرتوهای یونیزان بهخصوص برای کودکان تا حد زیادی جلوگیری کرد.
با توجه به در دسترس بودن آزمایشهای ژنتیک برای تشخیص سرطانهای خانوادگی میتوان تا حدودی به پیشگیری از این نوع سرطانهای تیروئید امیدوار بود.
سرطان پوست
سرطان پوست به سه شکل ممکن است اتفاق افتد. این 3 حالت به ترتیب افزایش خطر از قرار زیر می باشند:
· کارسینوم سلول بازال(اپیتلیوما)
· کارسینوم سلول سنگفرشی
· ملانوم
کارسینوم سلول بازال و کارسینوم سلول سنگفرشی شایعترین اشکال بروز سرطان پوست می باشند. این دو شکل از سرطان پوست را با هم بعنوان سرطان پوست غیر ملانومی نیز ذکر می کنند. ملانوم عموماً جدی ترین شکل از سرطان پوست می باشد زیرا تمایل به گسترش(متاستاز) سریع به بقیه ی بافتهای بدن را دارد.
کارسینوم سلول بازال
کارسینوم سلول بازال چیست؟
کارسینوم سلول بازال شایعترین شکل سرطان پوست می باشد و بیش از 90 درصد از موارد سرطان پوست در آمریکا را شامل می گردد. این نوع سرطان تقریباً هیچگاه به دیگر بافتهای بدن گسترش پیدا نمی کند. با این حال ممکن است رشد کند و به بافت اطراف تهاجم پیدا کند.
عوامل خطر ایجاد سرطان سلول بازال چیست؟
پوست روشن و تابش آفتاب دو عامل خطر مهم برای ایجاد کارسینوم سلول بازال می باشند. با این وجود حدود 20 درصد از این سرطانها در مناطقی از بدن همچون سینه ، پشت ، بازوها ، پاها و پوست سر اتفاق می افتند که در معرض تابش آفتاب قرار ندارند. صورت شایعترین ناحیه برای پیدایش ضایعات کارسینوم سلول بازال است. تضعیف سیستم ایمنی بوسیله ی بیماری یا داروها نیز می تواند فرد را به ایجاد کارسینوم سلول بازال مستعد کند. بر اساس گزارشات انستیتوی ملی سلامت ایالات متحده ، تابش اشعه ی ماورای بنفش(UV) ناشی از نور خورشید علت عمده سرطان پوست است. منابع مصنوعی ایجادکننده ی نور ماورای بنفش مثل لامپ های خورشیدی و دستگاه های های برنزه کننده نیز می توانند ایجاد سرطان پوست کنند. خطر ایجاد سرطان پوست به ناحیه ای که افراد زندگی می کنند، نیز بستگی دارد. افرادی که در نواحی با میزان بالای تابش UV زندگی می کنند، بیشتر در معرض خطر سرطان پوست قرار دارند. به عنوان مثال در ایالات متحده ، در تگزاس میزان سرطان پوست بیش از مینسوتا که نور آفتاب ضعیف تر است، می باشد. در دنیا سرطان پوست در آفریقای جنوبی و استرالیا که مناطقی با میزان بالای تابش اشعه ی ماورای بنفش هستند ، بیشترین میزان را دارد. بعلاوه سرطان پوست با میزان اشعه ی ماورای بنفشی که افراد در طول عمر دریافت کرده اند، نیز ارتباط دارد. بیشتر سرطانهای پوست بعد از سن 50 سالگی بروز می کنند، اما اثرات تخریب کننده ی آفتاب بر پوست در سالهای اولیه ی زندگی آغاز می گردد. بنابراین، برای پیشگیری از بروز سرطان در سالهای بعد ، باید محافظت از پوست از سنین کودکی شروع شود.
شکل ظاهری کارسینوم سلول بازال چگونه است؟
کارسینوم سلول بازال معمولاً بصورت یک برجستگی کوچک گنبدی که اغلب با عروق کوچکی بنام تلانژکتازی پوشیده شده است،خود را نشان می دهد. این نقطه ی برجسته اغلب حالت براق و شفاف دارد که گاهی به عنوان pearly از آن یاد می شود. اغلب دشوار خواهد بود که بدون نمونه برداری(بیوپسی) یک خال گوشتی خوش خیم را از کارسینوم سلول بازال افتراق داد. بعضی از کارسینوم های سلول بازال به علت داشتن رنگدانه ی ملانین در خود بجای براق بودن ، تیره تر بنظر می رسند. کارسینوم سلول بازال به آهستگی رشد می کند و برای رسیدن به اندازه ی نسبتاً قابل ملاحظه، ماهها و حتی سالها زمان لازم دارد. هر چند گسترش به بقیه ی بافتهای بدن در کارسینوم سلول بازال نادر است ، ولی اگر نزدیک به اندامهایی چون چشم، گوش و بینی باشد ، می تواند به آنها آسیب بزند و یا آنها را بدشکل سازد.
چگونه کارسینوم سلول بازال تشخیص داده می شود؟
برای تشخیص مناسب، پزشکان معمولاً تمام یا قسمتی از محل ضایعه را با بیوپسی برمی دارند. اینکار معمولاً با تزریق ماده ی بیحسی و برداشتن نمونه از طریق تراشیدن یک تکه از پوست انجام می شود. از این روش به shaving biopsy یاد می شود.پوستی که با این روش برداشته می شود زیر میکروسکپ از نظر سرطانی بودن بررسی می گردد.
چگونه کارسینوم سلول بازال درمان می شود؟
روش های بسیاری برای درمان موفقیت آمیز کارسینوم سلول بازال با شانس خوب بهبودی 90 درصد و بالاتر وجود دارد. هدف پزشکان برداشتن یا تخریب کامل سرطان با حداقل اسکار(زخم) بعد از عمل است. برای برنامه ریزی مناسب درمانی برای هر بیمار پزشکان مواردی همچون محل ضایعه ، اندازه ی آن ،شانس ایجاد اسکار، سن ، سلامت عمومی و تاریخچه ی پزشکی بیمار را در نظر می گیرند.
روشهای مورد استفاده برای درمان کارسینوم سلول بازال
· کورتاژ(تراشیدن) و Desiccation : متخصصین پوست اغلب این روش را که درآوردن کارسینوم سلول بازال با یک وسیله ی قاشقی شکل به نام کورت است ، ترجیح می دهند. Desiccation استفاده از جریان الکتریکی برای کنترل خونریزی و ازبین بردن سلول های باقیمانده ی سرطانی است. پوست بدون بخیه زدن ترمیم می شود. این تکنیک بیشتر مناسب سرطانهای کوچک در نقاط کم خطر مثل تنه و اندامها است.
· برداشتن به شیوه ی جراحی: در این روش تومور بوسیله ی جراحی برداشته و محل بخیه می گردد.
· درمان بوسیله ی رادیاسیون(اشعه درمانی): پزشکان اغلب از این شیوه برای سرطانهایی استفاده می کنند که درمان به شیوه ی جراحی در آن نواحی مشکل است. برای حصول یک نتیجه ی خوب از نظر زیبایی عموماً به جلسات متعدد درمانی حتی 25 تا 30 جلسه نیاز است.
· Cryosurgery : بعضی از پزشکان که آموزش لازم برای استفاده از این روش را دیده اند، از طریق منجمد کردن سلولهای سرطانی به نتایج خوبی دست می یابند.
· جراحی میکروسکپی موهز Mohs micrographic surgery: نام بهتر این روش( برداشتن کانسر) که به نام ابداع کننده ی آن دکتر فردریک موهز ثبت شده است، microscopic controlled excision است. جراح تکه ی کوچکی ازسرطان پوست را محتاطانه برمی دارد و در اثنای جراحی را از طریق میکروسکپ مورد بررسی قرار می دهد. زنجیره ی برش و بررسی میکروسکپی مرتب تکرار می گردد تا کارسینوم سلول بازال کاملاً شناسایی و برداشته شود ، بدون اینکه تخمین و یا حدس اولیه ای نسبت به عرض و عمق توده سرطانی داشته باشیم. در این شیوه حداقل بافت سالم اطراف برداشته می شود. میزان بهبودی بسیار بالا بوده و تا 98 درصد میرسد. روش موهز برای کارسینوم های سلول بازال بزرگ ، آنهایی که متعاقب عمل قبلی عود کرده اند یا ضایعاتی که تجربه احتمال بالای عود در این مناطق بعد از درمان با روشهای دیگر را نشان می دهد ، ارجح است. این مناطق پوست سر ، پیشانی ، گوش ها و گوشه های بینی را شامل می گردد. در مواردی که نیاز به برداشتن مقدار زیادی از بافتها می باشد ، جراحانی که این روش را انجام می دهند از همکاری یک جراح پلاستیک در حین عمل بهره می گیرند تا بعد از عمل بهترین نتیجه ی قابل حصول از نظر ظاهری حاصل گردد.
چگونه می توان از کارسینوم سلول بازال پیشگیری کرد؟
اجتناب از نور آفتاب در افراد حساس بهترین راه برای کاهش خطر انواع مختلف سرطان پوست است. پایش منظم افراد مستعد به بیماری، هم با خودآزمایی و هم از طریق معاینات بالینی ، روش خوبی برای افراد در معرض خطر بالا می باشد. افرادی که در حال حاضر به یکی از انواع سرطان پوست مبتلا هستند ، باید آزمایشات و معاینات مرتب پزشکی داشته باشند.
روش های پیشگیری :
· محدود کردن قرار گرفتن در معرض نور آفتاب در تعطیلات
· اجتناب از قرار گرفتن در معرض نور آفتاب بدون استفاده از وسایل محافظتی در زمانهایی که حداکثر تابش اشعه وجود دارد .
· استفاده از کلاه های با لبه ی پهن و لباسهایی که کاملاً بدن را بپوشاند، در هنگام بیرون رفتن و قرار گرفتن در معرض آفتاب.
· استفاده از کرمهای ضد،آفتاب با خاصیت مقاومت در برابر آب که SPF (درجه ی محافظت در برابر آفتاب) آنها 30 و یا بالاتر باشد.
· انجام معاینات و آزمایشات مرتب پزشکی و معاینه ی هر ضایعه ی پوستی مشکوک توسط پزشک.
کارسینوم سلول سنگفرشی
کارسینوم سلول سنگفرشی چیست؟
· کارسینوم سلول سنگفرشی سرطانی است که از سلولهای سنگفرشی پوست شروع می شود.این سلولها نازک، صاف بوده و در زیر میکروسکپ شبیه فلس ماهی بنظر می رسند. کلمه ی squamous (سنگفرشی) از کلمه ی لاتین squama به معنی فلس ماهی یا مار گرفته شده است. سلولهای سنگفرشی در بافتهایی که سطح پوست را می سازند، پوشش ارگانهای توخالی بدن و مجاری دستگاه تنفس و گوارش یافت می شوند. بنابراین کارسینوم سلول سنگفرشی می تواند در هر یک از این ارگانها حادث شود. کارسینوم سلول سنگفرشی پوست بطور تقریبی شیوعی حدود یک چهارم سرطان سلول بازال دارد. پوست روشن و یک تاریخچه ی قرار گرفتن در معرض نور آفتاب در مورد این سرطان بعنوان عوامل مستعد کننده حتی از کارسینوم سلول بازال نیز مهمتر است. مردان بیش از زنان به این سرطان مبتلا می شوند. الگوی لباس پوشیدن و مدل مو ممکن است در این زمینه نقش داشته باشند. زنانی که که موهایشان روی گوش آنها را می پوشاند خیلی کمتر از آقایان به کارسینوم سلول سنگفرشی در این ناحیه مبتلا می گردند.
عوامل خطر ایجاد کارسینوم سلول سنگفرشی پوست چیست؟
· مهمترین عامل ابتلا به سرطان سلول سنگفرشی پوست قرار گرفتن در معرض نور آفتاب است.بسیاری از این سرطانها ار یک سری ضایعات پیش سرطانی بنان کراتوز آکتینیک یا آفتابی بوجود می آیند. این ضایعات سالها بعد از اسیب ایجاد شده در پوست در نقاطی مانند پیشانی ، گونه ها و پشت دست ها ایجاد می گردند. آسیب ناشی از آفتاب سالها طول می کشد تا ایجاد سرطان پوست کند. بنابراین این موضوع زیاد دیده می شود که کسانی که در سنین 20 – 30 سالگی مواجهه ی طولانی با نور آفتاب را متوقف کرده اند، دهه ها بعد ضایعات پیش سرطانی و یا سرطانی در پوست آنها ایجاد شود.
چگونه می توان کارسینوم سلول سنگفرشی را تشخیص داد؟
· پزشکان برای تشخیص این سرطان همانند کارسینوم سلول بازال از روش نمونه برداری استفاده می کنند. برای اینکار با تزریق بیحسی موضعی ، یک تکه از پوست با یک تیغه ی حلقوی درآورده می شود.به این روش punch biopsy اطلاق می شود. پوست برداشته شده زیر میکروسکپ از لحاظ سلولهای سرطانی بررسی می شود.
· درمان کارسینوم سلول سنگفرشی چگونه است؟
· روشهای درمان کارسینوم سلول سنگفرشی مشابه کارسینوم سلول بازال است. احتمال متاستاز در مورد کارسینوم سلول سنگفرشی این نکته را حائز اهمیت می سازد که این سرطان در مراحل ابتدایی تشخیص داده و درمان شود.
راه پیشگیری از بروز کارسینوم سلول سنگفرشی چیست؟
اصل کلیدی پیشگیری از ایجاد کارسینوم سلول سنگفرشی محدود کردن مواجهه با نور آفتاب است. که این موضوع حتی نسبت به کارسینوم سلول بازال از اهمیت بیشتری برخوردار است.
تکنیکهای پیشگیری معمول همانند کارسینوم سلول بازال است:
· محدود کردن مواجهه با نور آفتا ب در تعطیلات
· اجتناب از مواجهه با نور آفتاب بدون داشتن پوشش محافظ در زمانهای اوج میزان اشعه(ساعتهای حدود ظهر)
· استفاده از کلاه های با لبه ی پهن و پوشیدن لباسهایی که کاملاً بدن را بپوشاند، در هنگام بیرون رفتن و قرار گرفتن در معرض آفتاب.
· استفاده از کرمهای ضدآفتاب با خاصیت مقاومت در برابر آب که SPF (درجه ی محافظت در برابر آفتاب) آنها 30 و یا بالاتر باشد.
· انجام معاینات و آزمایشات مرتب پزشکی و معاینه ی هر ضایعه ی پوستی مشکوک توسط پزشک.
پیش آگهی سرطان پوست نسبت به سایر سرطانها بهتر است. این سرطان عموماً قابل معالجه است. با این حال کسانی که سرطان پوست آنها کاملاً هم درمان شده باشد ، در مقایسه با دیگران برای ایجاد یک سرطان پوستی جدید مستعدتر هستند. این موضوع اهمیت انجام خودآزمایی توسط بیماران و انجام معاینات مرتب پزشکی را یادآور می سازد.
ملانوم
ملانوم بیماریی است مربوط به پوست که در آن سلولهای سرطان بدخیم در سلولهای رنگ دهنده پوست (ملانوسیت) یافت میشود. ملانوم معمولا در بزرگسالان رخ میدهد، اما گاهی اوقات در کودکان و سالخوردگان نیز دیده شده است. پوست، بدن را در مقابل گرما، نور، عفونت و جراحت حفظ میکند. پوست از دو لایه اصلی تشکیل شده است: اپیدرم (لایه بالایی) و درمیس (لایه داخلی). ملانوسیتها در اپیدرم وجود دارند و حاوی ملانین میباشند که رنگ پوست را تعیین میکند. ملانوم گاهی اوقات به ملانوم جلدی یا ملانوم بدخیم معروف است.
ملانوم، نوع بدتری از سرطان پوست در مقایسه با سرطانهای معمولی پوست، سرطان سلول پایه یا سرطان سلولهای فلسی که در سلولها پایه یا سلولهای فلسی اپیدرم شروع میشوند، میباشد. مانند همه سرطانها، ملانوم در صورتی که در آغاز تشخیص داده شود بهتر درمان می شود. ملانوم میتواند به سرعت از طریق دستگاه لنفاوی یا خون در تمامی بخشهای بدن پخش شود.
نشانههای هشدار دهنده ملانوم
عمده نشانههای هشدار دهنده ملانوم عبارتند از: تغییر در اندازه، شکل یا یک خال، خونریزی خال، احساس خارش، سفت شدن، ایجاد قلنبه، متورم شدن در محل خال یک احساس ناراحتی هنگام دست دادن، ملانوم همچنین میتواند به صورت خال جدید در بدن ایجاد شود. در مردان ملانوم بیشتر در ناحیه تنه (ناحیه از بدن بین شانهها و لگن)، سر یا گردن ایجاد میشود ولی در زنان ملانوم بیشتر روی بازوها و پاها رخ میدهد. اگر این شنانهها در کسی باشد بایستی به دقت توسط پزشک متخصص مورد معاینه قرار گیرد. در صورتی که یک خال یا ناحیه رنگی، طبیعی به نظر نرسد، پزشک با برش ظریفی در پوست و نمونه برداری، وجود یا عدم سرطان را تشخیص خواهد داد. این عمل باید توسط پزشک صورت گیرد و نحوه صحیح انجام کار بسیار اهمیت دارد.سرطان مغز بیماری است که در آن سلولهای سرطانی داخل بافت مغزی شروع به رشد و تکثیر می کنند این نوشته به بررسی سرطانهای مغزی که از خود بافت مغز منشاء می گیرند
می پردازد. در اغلب موارد سرطانهایی که در مغز ایجاد می شوند ثانویه به گسترش سرطان از سایر قسمتهای بدن به این ناحیه می باشند. این نوع انتشار را اصطلاحاً متاستاز می نامند.
هرگاه فردی دارای علائم ذیل باشد باید به پزشک مراجعه کند. سردرد دائمی، استفراغ یا اشکال راه رفتن یا صحبت کردن. بعد از تائید علایم بیمار باید حتماً سی تی اسکن یا ام آر آی انجام دهد. در اغلب موارد نیاز است که از طریق جراحی مشخص شود که آیا تومور مغزی وجود دارد یا نه و در صورت وجود نوع آن مشخص شود.
درصورت تائید وجود تومور مغزی با استفاده از روشهای خاصی نوع و مرحله تومور تعیین می شود زیرا این عوامل در تصمیم گیری چگونگی نحوه برخورد و درمان سرطان مؤثر است.
عود تومورهای مغزی
عود تومور به معنای رشد دویاره سرطان بعد از درمان است. عود تومور می تواند در خود مغز یا در سایر نقاط نقاط بدن صورت گیرد. در این موارد درمان به نوع تومور و نحوه درمان ابتدائی آن بستگی دارد.
· روشهای درمانی
به طور کلی سه روش درمانی جهت درمان سرطان های مغزی مورد استفاده قرار می گیرد که شامل جراحی ، پرتو درمانی و شمیی درمانی است.
- جراحی : جراحی شایعترین روش درمانی جهت درمان تومورهای مغزی به حساب می آید. به منظور دستیابی به تومور در ابتدا جراح قطعه ای از استخوان جمجمه را بر می دارد تا به مغز برسد. این عمل را اصطلاحاً کرانیوتومی می نامند.
بعد از آنکه پزشک بافت سرطانی را برداشت، قطعه، برداشته شده را در محل خود قرار میدهد یا اینکه به جای آن از یک قطعه فلز استفاده می کند. جراح سعی می کند تا حد ممکن تمامی بافت سرطانی را بردارد اما دقیقاً معلوم نیست که کل بافت سرطانی برداشته شده است یا نه زیرا سرطان به بعضی قسمتهای بافت مغزی به گونه ای دست اندازی می کند که برداشتن آن نواحی باید همراه با برداشتن بخشی از بافت مغزی سالم باشد.
- پرتو درمانی : در این روش از اشعه های پر انرژی به منظور ایجاد صدمه به سلولهای سرطانی و توقف رشد و تکثیر آنها استفاده می شود. این روش درمانی موضعی بوده و تنها ناحیه ای که تحت اشعه قرار گرفته است تحت درمان قرار می گیرد . پرتوها می توانند از یک منبع خارجی ( ماشین های تولید کننده پرتو ) یا از یک منبع داخلی ( بصورت استفاده از ابزارهای کاشتنی در بدن در نزدیک تومور) ساطع شوند.
شیمی درمانی : در این روش از داروهای خاصی جهت کشتن سلولهای سرطانی استفاده می شود اکثر داروهای ضد سرطانی بصورت تزریق داخل وریدی یا داخل عضلانی مورد استفاده قرار می گیرند اما بعضی نیز خوراکی هستند این روش درمانی نوعی روش سیستمیک است بدین معنا که دارو از طریق جریان خون در تمامی بدن پخش می شود و در هر جایی از بدن که سلولهای سرطانی باشند، سبب نابودی آنها می شود. استفاده از این روش بصورت دوره ای بوده و بعد از طی دوره درمان یک دوره استراحت داده می شود و بعد از آن از نو یک دوره درمانی دیگر آغاز می شود.
· عوارض جانبی روشهای درمانی
روشهای درمانی مختلف به کار رفته در درمان سرطانها همراه با عوارض جانبی خاص خود هستند، زیرا در انواع این روشها علاوه بر بافت سرطانی در بعضی نواحی، بافت سالم نیز دچار آسیب می شود. نوع و وسعت عوارض جانبی براساس روش درمانی ، مدت زمان استفاده و مقدار آن متفاوت است.
- جراحی : عوارض جانبی جراحی به محل تومور و نوع آن بستگی دارد. اگر چه در طی چند روز اول بعد از عمل جراحی بیماران احساس ناخوشایندی دارند اما درد بوسیله دارو قابل کنترل می باشد. دوره بهبودی بعد از جراحی از فردی به فرد دیگر متفاوت است ممکن است بعد از جراحی مغز یکسری اختلالات عصبی طولانی مدت ایجاد شود.
- شیمی درمانی: این روش معمولاً سلولهای سرطانی با سرعت تکثیر بالا را هدف قرار می دهد ولی با اینحال علاوه بر سلولهای سرطانی سایر بافتهای سالم بدن که دارای سرعت تکثیر بالای هستند نظیر سلولهای خونی، سلولهای پوشش دستگاه گوارش، و سلولهای فولیکول مو نیز تحت تأثیر این داروها قررا می گیرند و عوارضی نظیر عفونتهای، خستگی، ریزش موی موقتی و زخمهای دهانی ممکن است ایجاد شوند. اگر چه باید گفت که تمامی بیماران به تمامی این عوارض مبتلا نمی شوند و این عوارض در طی مدت استراحت و بعد از قطع درمان از بین
می روند. داروها و روشهای درمانی خاصی وجود دارد که این علایم را کنترل یا کاهش می دهند.
از جمله مهمترین عارضه جانبی بسیاری از داروهای شیمی درمانی کاهش سلولهای خونی می باشد. از آنجایی که این داروها به شدت بر روی مغز استخوان که محل ساختن سلولهای خونی است، اثر می گذارند ، منجر به بروز عوارضی نظیر : کم خونی ممکن است ( بیمار ممکن است انرژی کمتری جهت انجام کارها داشته باشد و در صورت شدت کم خونی ممکن است احتیاج به تزریق خون شود) کاهش پلاکت ( بیمار ممکن است به سادگی دچار خونریزی شده و در صورت شدت آن نیاز به تزریق پلاکت داشته باشد) و کاهش آنتی بادیها ( بیمار ممکن است به عفونتها حساس تر باشد)شود.
پرتو درمانی : شایعترین عوارض جانبی این روش خستگی، واکنشهای پوستی در محل برخورد پرتو ( بصورت بثورات پوستی و قرمزی ) کاهش اشتهای گلبولهای سفید خونی نیز می شوند که این گلبولها به بدن جهت مقابله با عفونتها کمک می کنند. اکثر این عوارض قابل کنترل و درمان بوده و بسیاری از موارد موقتی می باشند.
در طی درمان سرطان ، بیمار احساس کاهش اشتها کرده و غذا خوردن مشکل می شود بعلاوه سایر عوارض جانبی نظیر تهوع، استفراغ و زخمهای دهانی نیز مزید برعلت می شوند. در بعضی افراد نیز مزه غذاها تغییر می کنند.
تغذیه صحیح و مناسب به معنای کسب کالری و پروتئین کافی جهت جلوگیری از کاهش وزن و حفظ توان بدن می باشد. بیمارانی که در طی درمان، خوب غذا می خورند احساس بهتر و انرژی بیشتری داشته، بعلاوه توان مضاعفی جهت تحمل عوارض جانبی روشهای درمانی خواهند داشت.


